Vocabulary Lesson 13: Travel & Transportation / سفر و حملونقل
---
travel ✈️🌍
معنی: سفر
مثال ساده:
I love to travel to new countries every year.
من عاشق سفر به کشورهای جدید هر سال هستم.
یک قدم جلوتر:
Travel is the only thing you buy that makes you richer!
سفر تنها چیزی است که میخری و تو را ثروتمندتر میکند!
---
journey 🛤️
معنی: مسیر / سفر
مثال ساده:
The journey from Tehran to Shiraz takes about 8 hours.
مسیر تهران تا شیراز حدود ۸ ساعت طول میکشد.
یک قدم جلوتر:
Life is a journey, enjoy every step!
زندگی یک سفر است، از هر قدم لذت ببر!
---
trip 🚗
معنی: سفر کوتاه
مثال ساده:
We went on a weekend trip to the mountains.
ما یک سفر آخر هفته به کوهها رفتیم.
یک قدم جلوتر:
A trip a week keeps the stress away!
هر هفته یه سفر کوتاه، استرس رو دور میکنه!
---
tourist 📸🧳
معنی: گردشگر
مثال ساده:
Tourists often visit famous landmarks.
گردشگران اغلب از مکانهای دیدنی مشهور بازدید میکنند.
یک قدم جلوتر:
A tourist sees what he came to see, a traveler sees what he sees!
گردشگر چیزی را میبیند که برای دیدنش آمده، مسافر چیزی را میبیند که میبیند!
---
destination 🎯
معنی: مقصد
مثال ساده:
Paris is a popular travel destination.
پاریس یک مقصد محبوب سفر است.
یک قدم جلوتر:
The journey matters more than the destination!
مسیر مهمتر از مقصد است!
---
transportation 🚇
معنی: حملونقل
مثال ساده:
Public transportation is convenient in big cities.
حملونقل عمومی در شهرهای بزرگ راحت است.
یک قدم جلوتر:
Transportation connects the world!
حملونقل جهان را به هم متصل میکند!
---
airport 🛫🛬
معنی: فرودگاه
مثال ساده:
We arrived at the airport two hours before the flight.
ما دو ساعت قبل از پرواز به فرودگاه رسیدیم.
یک قدم جلوتر:
The airport is where goodbyes and hellos happen!
فرودگاه جایی است که خداحافظیها و سلامها اتفاق میافتند!
---
flight ✈️
معنی: پرواز
مثال ساده:
The flight to London was delayed by one hour.
پرواز به لندن یک ساعت تأخیر داشت.
یک قدم جلوتر:
Life is a flight, enjoy every moment!
زندگی یه پروازه، از هر لحظهاش لذت ببر!
---
train 🚂
معنی: قطار
مثال ساده:
Taking the train is faster than driving.
گرفتن قطار سریعتر از رانندگی است.
یک قدم جلوتر:
Train travel: watch the world go by!
سفر با قطار: تماشای دنیا در حال گذر!
---
bus 🚌
معنی: اتوبوس
مثال ساده:
We took a bus to the city center.
ما با اتوبوس به مرکز شهر رفتیم.
یک قدم جلوتر:
The bus: where every ride is a story!
اتوبوس: جایی که هر سفر یک داستان است!
---
taxi 🚕
معنی: تاکسی
مثال ساده:
I hailed a taxi to reach the hotel quickly.
من یک تاکسی گرفتم تا سریع به هتل برسم.
یک قدم جلوتر:
Taxi! Take me to adventure!
تاکسی! منو به ماجراجویی ببر!
---
subway / metro 🚇
معنی: مترو
مثال ساده:
The subway is the fastest way to get around the city.
مترو سریعترین راه برای جابهجایی در شهر است.
یک قدم جلوتر:
The metro is the city's heartbeat!
مترو ضربان قلب شهر است!
---
car rental 🚗
معنی: کرایه ماشین
مثال ساده:
We decided to use a car rental during our vacation.
ما تصمیم گرفتیم در طول تعطیلات از کرایه ماشین استفاده کنیم.
یک قدم جلوتر:
Car rental: freedom on wheels!
کرایه ماشین: آزادی روی چرخها!
---
baggage / luggage 🧳
معنی: چمدان / بار
مثال ساده:
Please check in your baggage at the counter.
لطفاً چمدان خود را در پیشخوان تحویل دهید.
یک قدم جلوتر:
Pack your luggage, pack your dreams!
چمدانت را ببند، رویاهایت را هم!
---
passport 🛂
معنی: گذرنامه
مثال ساده:
Don't forget to bring your passport for international travel.
فراموش نکن گذرنامهات را برای سفر خارجی بیاوری.
یک قدم جلوتر:
Your passport is the key to the world!
گذرنامه تو کلید دنیاست!
---
ticket 🎫
معنی: بلیت
مثال ساده:
I bought a train ticket online.
من بلیت قطار را آنلاین خریدم.
یک قدم جلوتر:
A ticket to anywhere is a ticket to happiness!
بلیط به هر جا، بلیط خوشبختی است!
---
reservation 📅
معنی: رزرو
مثال ساده:
We made a hotel reservation for three nights.
ما یک رزرو هتل برای سه شب انجام دادیم.
یک قدم جلوتر:
Reservation: your place is waiting!
رزرو: جای تو منتظر است!
---
guidebook 📘
معنی: راهنمای سفر
مثال ساده:
The guidebook helped us find the best restaurants.
کتاب راهنما به ما کمک کرد بهترین رستورانها را پیدا کنیم.
یک قدم جلوتر:
A good guidebook is like a local friend!
راهنمای سفر خوب، مثل یه دوست محلی میمونه!
---
itinerary 📅🗺️
معنی: برنامه سفر
مثال ساده:
Our itinerary included visits to museums and parks.
برنامه سفر ما شامل بازدید از موزهها و پارکها بود.
یک قدم جلوتر:
An itinerary is just a plan, the best moments are unplanned!
برنامه سفر فقط یک برنامه است، بهترین لحظهها بیبرنامهاند!
---
map 🗺️
معنی: نقشه
مثال ساده:
I always carry a map when exploring a new city.
من همیشه هنگام گشتن در شهر جدید یک نقشه همراه دارم.
یک قدم جلوتر:
A map shows you the way, but not the adventure!
نقشه راه را نشانت میدهد، نه ماجراجویی را!
---
sightseeing 🏛️👀
معنی: گشتوگذار دیدنیها
مثال ساده:
We spent the day sightseeing around the old town.
ما روز را به گشتوگذار در اطراف شهر قدیمی گذراندیم.
یک قدم جلوتر:
Sightseeing: collecting memories, not things!
بازدید از جاذبهها: جمعآوری خاطرات، نه چیزها!
---
travel insurance 📄🛡️
معنی: بیمه مسافرتی
مثال ساده:
Travel insurance can protect you from unexpected events.
بیمه مسافرتی میتواند شما را از حوادث غیرمنتظره محافظت کند.
یک قدم جلوتر:
Travel insurance: peace of mind in your pocket!
بیمه مسافرتی: آرامش خیال در جیبت!
---
backpack 🎒
معنی: کوله پشتی
مثال ساده:
I packed my essentials in a backpack.
وسایل ضروریام را در کوله پشتی جمع کردم.
یک قدم جلوتر:
A backpack is a traveler's best friend!
کوله پشتی بهترین دوست یک مسافر است!
---
souvenir 🎁
معنی: یادگاری
مثال ساده:
I bought a small souvenir for my family.
من یک یادگاری کوچک برای خانوادهام خریدم.
یک قدم جلوتر:
Souvenirs: memories you can hold!
یادگاریها: خاطراتی که میتوانی نگه داری!
---
customs 🛃
معنی: گمرک
مثال ساده:
We had to go through customs at the airport.
ما مجبور شدیم از گمرک فرودگاه عبور کنیم.
یک قدم جلوتر:
Anything to declare? Just my love for travel!
چیزی برای اعلام دارید؟ فقط عشق من به سفر!
---
travel agency 🏢
معنی: آژانس مسافرتی
مثال ساده:
The travel agency arranged our tour packages.
آژانس مسافرتی بستههای تور ما را ترتیب داد.
یک قدم جلوتر:
Travel agencies sell tickets, not adventures!
آژانسهای مسافرتی بلیت میفروشن، نه ماجراجویی رو!
---
excursion 🚤
معنی: گردش کوتاه
مثال ساده:
We went on a boat excursion along the river.
ما یک گردش کوتاه با قایق در طول رودخانه رفتیم.
یک قدم جلوتر:
An excursion is a mini-adventure!
یک گردش کوتاه، یه ماجراجویی کوچیکه!
---
adventure 🏞️
معنی: ماجراجویی
مثال ساده:
They went on an adventure trip to the jungle.
آنها به یک سفر ماجراجویانه به جنگل رفتند.
یک قدم جلوتر:
Life is either a daring adventure or nothing at all!
زندگی یا یک ماجراجویی جسورانه است یا هیچ!
---
commute 🚶♂️
معنی: رفت و آمد روزانه
مثال ساده:
Many people commute by train to the city every day.
بسیاری از مردم هر روز با قطار به شهر رفتوآمد میکنند.
یک قدم جلوتر:
A peaceful commute starts a good day!
یک رفتوآمد آرام، روز خوبی را شروع میکند!
---
vehicle 🚗
معنی: وسیله نقلیه
مثال ساده:
Electric vehicles are becoming more popular.
وسایل نقلیه برقی در حال محبوبتر شدن هستند.
یک قدم جلوتر:
A vehicle is not just a machine, it's freedom!
وسیله نقلیه فقط یک ماشین نیست، آزادی است!
---
traffic 🚦
معنی: ترافیک
مثال ساده:
Heavy traffic delayed our arrival.
ترافیک سنگین رسیدن ما را به تأخیر انداخت.
یک قدم جلوتر:
Traffic teaches you patience!
ترافیک به تو صبر یاد میدهد!
---
highway / freeway 🛣️
معنی: بزرگراه
مثال ساده:
We drove on the highway to reach the next city quickly.
ما برای رسیدن سریع به شهر بعدی از بزرگراه رانندگی کردیم.
یک قدم جلوتر:
The highway is the road to new adventures!
بزرگراه جادهای به سوی ماجراجوییهای جدید است!
---
ticket counter 🎫
معنی: باجه بلیت
مثال ساده:
We bought our tickets at the ticket counter.
ما بلیتهایمان را در باجه بلیت خریدیم.
یک قدم جلوتر:
The ticket counter sells dreams!
باجه بلیط، رویا میفروشد!
---
platform 🚉
معنی: سکو
مثال ساده:
The train arrived at platform 5.
قطار در سکو ۵ رسید.
یک قدم جلوتر:
Platform 9¾ is where magic begins! (Harry Potter)
سکوی ۹ و ۳/۴ جاییه که جادو شروع میشه!
---
departure 🛫
معنی: عزیمت / خروج
مثال ساده:
The departure time is scheduled for 10 a.m.
زمان عزیمت برای ساعت ۱۰ صبح برنامهریزی شده است.
یک قدم جلوتر:
Departures are the beginning of new adventures!
پرواز رفت، شروع ماجراجوییهای جدید است!