Vocabulary Lesson 24: Jobs & Occupations / مشاغل و حرفهها
---
doctor 👨⚕️
معنی: پزشک
مثال ساده:
The doctor works at the city hospital.
پزشک در بیمارستان شهر کار میکند.
یک قدم جلوتر:
A doctor heals the body, but a good doctor heals the soul!
پزشک بدن را درمان میکند، اما پزشک خوب روح را هم درمان میکند!
---
teacher 👩🏫
معنی: معلم
مثال ساده:
My teacher helps me learn new things.
معلمم به من کمک میکند چیزهای جدید یاد بگیرم.
یک قدم جلوتر:
A teacher plants the seeds of knowledge forever!
معلم بذر دانش را برای همیشه میکارد!
---
engineer 👷♂️
معنی: مهندس
مثال ساده:
My father is a civil engineer.
پدرم مهندس عمران است.
یک قدم جلوتر:
Engineers build the world we live in!
مهندسان دنیایی را که در آن زندگی میکنیم میسازند!
---
nurse 👩⚕️
معنی: پرستار
مثال ساده:
The nurse took care of me in the hospital.
پرستار در بیمارستان از من مراقبت کرد.
یک قدم جلوتر:
Nurses are angels in white coats!
پرستاران فرشتگانی در لباس سفید هستند!
---
police officer 👮♂️
معنی: افسر پلیس
مثال ساده:
The police officer helped us find the way.
افسر پلیس به ما کمک کرد راه را پیدا کنیم.
یک قدم جلوتر:
Police officers protect and serve the community!
افسران پلیس از جامعه محافظت و به آن خدمت میکنند!
---
firefighter 👨🚒
معنی: آتشنشان
مثال ساده:
Firefighters save people from burning buildings.
آتشنشانها مردم را از ساختمانهای در حال سوختن نجات میدهند.
یک قدم جلوتر:
Firefighters are everyday heroes!
آتشنشانها قهرمانان روزمره هستند!
---
chef / cook 👨🍳
معنی: سرآشپز / آشپز
مثال ساده:
The chef prepared a delicious meal.
سرآشپز یک غذای خوشمزه آماده کرد.
یک قدم جلوتر:
A chef adds love to every dish!
یک سرآشپز به هر غذا عشق اضافه میکند!
---
driver 🚗
معنی: راننده
مثال ساده:
The taxi driver took me to the airport.
راننده تاکسی من را به فرودگاه رساند.
یک قدم جلوتر:
A good driver makes the journey enjoyable!
یک راننده خوب سفر را لذتبخش میکند!
---
pilot 👨✈️
معنی: خلبان
مثال ساده:
The pilot flies planes to different countries.
خلبان هواپیماها را به کشورهای مختلف میبرد.
یک قدم جلوتر:
Pilots have the best office view in the world!
خلبانها بهترین منظره دفتر را در جهان دارند!
---
soldier 🪖
معنی: سرباز
مثال ساده:
Soldiers protect their country.
سربازان از کشور خود محافظت میکنند.
یک قدم جلوتر:
Soldiers are the guardians of our freedom!
سربازان نگهبانان آزادی ما هستند!
---
farmer 👨🌾
معنی: کشاورز
مثال ساده:
Farmers grow fruits and vegetables for us.
کشاورزان برای ما میوه و سبزیجات میکارند.
یک قدم جلوتر:
Farmers feed the world!
کشاورزان جهان را تغذیه میکنند!
---
artist 🎨
معنی: هنرمند
مثال ساده:
The artist painted a beautiful picture.
هنرمند یک نقاشی زیبا کشید.
یک قدم جلوتر:
Artists make the world more beautiful!
هنرمندان جهان را زیباتر میکنند!
---
musician 🎵
معنی: نوازنده / موسیقیدان
مثال ساده:
The musician plays the piano beautifully.
نوازنده پیانو را زیبا مینوازد.
یک قدم جلوتر:
Music is the language of the soul!
موسیقی زبان روح است!
---
singer 🎤
معنی: خواننده
مثال ساده:
My favorite singer has a beautiful voice.
خواننده مورد علاقه من صدای زیبایی دارد.
یک قدم جلوتر:
A singer's voice can heal a broken heart!
صدای یک خواننده میتواند قلب شکسته را التیام بخشد!
---
actor / actress 🎭
معنی: بازیگر / بازیگر زن
مثال ساده:
The actor played the role very well.
بازیگر نقش را خیلی خوب بازی کرد.
یک قدم جلوتر:
Actors make us laugh, cry, and feel!
بازیگران ما را میخندانند، میگریانند و احساسات را به ما منتقل میکنند!
---
journalist 📰
معنی: روزنامهنگار
مثال ساده:
The journalist writes news articles.
روزنامهنگار مقالات خبری مینویسد.
یک قدم جلوتر:
Journalists bring the truth to light!
روزنامهنگاران حقیقت را آشکار میکنند!
---
lawyer ⚖️
معنی: وکیل
مثال ساده:
The lawyer defended her client in court.
وکیل از موکل خود در دادگاه دفاع کرد.
یک قدم جلوتر:
Lawyers fight for justice!
وکلا برای عدالت مبارزه میکنند!
---
judge 👨⚖️
معنی: قاضی
مثال ساده:
The judge made a fair decision.
قاضی تصمیم عادلانهای گرفت.
یک قدم جلوتر:
A judge holds the scales of justice!
یک قاضی ترازوی عدالت را در دست دارد!
---
scientist 👨🔬
معنی: دانشمند
مثال ساده:
Scientists work in laboratories to discover new things.
دانشمندان در آزمایشگاهها کار میکنند تا چیزهای جدید کشف کنند.
یک قدم جلوتر:
Scientists ask questions and find answers!
دانشمندان سوال میپرسند و جواب پیدا میکنند!
---
architect 👷♀️
معنی: معمار
مثال ساده:
The architect designed a beautiful building.
معمار یک ساختمان زیبا طراحی کرد.
یک قدم جلوتر:
Architects draw the buildings of tomorrow!
معماران ساختمانهای فردا را ترسیم میکنند!
---
businessman / businesswoman 👔
معنی: تاجر / زن تاجر
مثال ساده:
My uncle is a successful businessman.
عموی من یک تاجر موفق است.
یک قدم جلوتر:
Business is not just about money, it's about ideas!
تجارت فقط درباره پول نیست، درباره ایدههاست!
---
shop assistant 🛍️
معنی: فروشنده
مثال ساده:
The shop assistant helped me find a dress.
فروشنده به من کمک کرد یک لباس پیدا کنم.
یک قدم جلوتر:
A friendly shop assistant makes shopping fun!
یک فروشنده خوشبرخورد خرید را لذتبخش میکند!
---
cashier 💰
معنی: صندوقدار
مثال ساده:
The cashier scanned my items at the checkout.
صندوقدار اجناس من را در صندوق اسکن کرد.
یک قدم جلوتر:
Cashiers handle our money with care!
صندوقدارها با دقت پول ما را مدیریت میکنند!
---
secretary 📋
معنی: منشی
مثال ساده:
The secretary answered the phone calls.
منشی به تماسهای تلفنی پاسخ داد.
یک قدم جلوتر:
A secretary is the heart of the office!
منشی قلب اداره است!
---
accountant 🧮
معنی: حسابدار
مثال ساده:
The accountant manages the company's money.
حسابدار پول شرکت را مدیریت میکند.
یک قدم جلوتر:
Accountants make numbers tell a story!
حسابداران باعث میشوند اعداد داستان بگویند!
---
photographer 📸
معنی: عکاس
مثال ساده:
The photographer took beautiful wedding photos.
عکاس عکسهای عروسی زیبایی گرفت.
یک قدم جلوتر:
Photographers capture moments that last forever!
عکاسان لحظاتی را ثبت میکنند که تا ابد میمانند!
---
barber / hairdresser 💇♂️
معنی: آرایشگر مردانه / زنانه
مثال ساده:
The barber cut my hair very well.
آرایشگر موهای من را خیلی خوب کوتاه کرد.
یک قدم جلوتر:
A good haircut can change your whole day!
یک کوتاهی موی خوب میتواند کل روزت را تغییر دهد!
---
mechanic 🔧
معنی: مکانیک
مثال ساده:
The mechanic fixed my car's engine.
مکانیک موتور ماشینم را تعمیر کرد.
یک قدم جلوتر:
Mechanics keep our cars running smoothly!
مکانیکها ماشینهای ما را روان نگه میدارند!
---
electrician ⚡
معنی: برقکار
مثال ساده:
The electrician repaired the lights at home.
برقکار چراغهای خانه را تعمیر کرد.
یک قدم جلوتر:
Electricians bring light to our lives!
برقکاران به زندگیهای ما نور میآورند!
---
plumber 🔧
معنی: لولهکش
مثال ساده:
The plumber fixed the leaking pipe.
لولهکش لوله نشتی را تعمیر کرد.
یک قدم جلوتر:
Plumbers save us from floods at home!
لولهکشها ما را از سیل در خانه نجات میدهند!
---
carpenter
معنی: نجار
مثال ساده:
The carpenter made a wooden table for us.
نجار یک میز چوبی برای ما ساخت.
یک قدم جلوتر:
Carpenters turn wood into beauty!
نجاران چوب را به زیبایی تبدیل میکنند!
---
baker 🥖
معنی: نانوا
مثال ساده:
The baker bakes fresh bread every morning.
نانوا هر روز صبح نان تازه میپزد.
یک قدم جلوتر:
Bakers fill the world with delicious smells!
نانواها دنیا را با بوهای خوشمزه پر میکنند!
---
butcher 🥩
معنی: قصاب
مثال ساده:
The butcher sells fresh meat at his shop.
قصاب در مغازهاش گوشت تازه میفروشد.
یک قدم جلوتر:
A good butcher is an artist with meat!
یک قصاب خوب با گوشت هنر میآفریند!
---
tailor ✂️
معنی: خیاط
مثال ساده:
The tailor adjusted my suit to fit perfectly.
خیاط کت و شلوار من را اندازه کرد تا کاملاً مناسب باشد.
یک قدم جلوتر:
Tailors make clothes that fit like a dream!
خیاطها لباسهایی میدوزند که مثل رویا میچسبند!
---
writer ✍️
معنی: نویسنده
مثال ساده:
The writer published a new book last month.
نویسنده ماه گذشته کتاب جدیدی منتشر کرد.
یک قدم جلوتر:
Writers create worlds with words!
نویسندگان با کلمات جهانها را خلق میکنند!
---
painter 🎨
معنی: نقاش
مثال ساده:
The painter is working on a new artwork.
نقاش روی یک اثر هنری جدید کار میکند.
یک قدم جلوتر:
Painters show us the world through their eyes!
نقاشان جهان را از نگاه خود به ما نشان میدهند!
---
dentist 🦷
معنی: دندانپزشک
مثال ساده:
I go to the dentist twice a year for check-ups.
من سالی دو بار برای معاینه به دندانپزشک میروم.
یک قدم جلوتر:
Dentists keep our smiles bright and healthy!
دندانپزشکان لبخندهای ما را روشن و سالم نگه میدارند!
---
veterinarian / vet 🐕
معنی: دامپزشک
مثال ساده:
The vet took care of my sick dog.
دامپزشک از سگ مریض من مراقبت کرد.
یک قدم جلوتر:
Vets are doctors who can't ask their patients what's wrong!
دامپزشکان دکترهایی هستند که نمیتوانند از بیمارانشان بپرسند چه مشکلی دارند!
---
flight attendant 👩✈️
معنی: مهماندار پرواز
مثال ساده:
The flight attendant served drinks during the flight.
مهماندار پرواز در طول پرواز نوشیدنی سرو کرد.
یک قدم جلوتر:
Flight attendants are your guardians in the sky!
مهمانداران پرواز نگهبانان شما در آسمان هستند!
---
waiter / waitress 🍽️
معنی: پیشخدمت
مثال ساده:
The waiter brought our food to the table.
پیشخدمت غذای ما را به میز آورد.
یک قدم جلوتر:
A good waiter makes dining a pleasure!
یک پیشخدمت خوب، غذا خوردن را لذتبخش میکند!