Vocabulary Lesson 25: Body Parts / اعضای بدن
---
head 👤
معنی: سر
مثال ساده:
My head hurts from studying too much.
از بس درس خواندم سرم درد میکند.
یک قدم جلوتر:
Use your head to solve problems!
از سرت برای حل مشکلات استفاده کن!
---
hair 💇
معنی: مو
مثال ساده:
Her hair is long and black.
موهایش بلند و سیاه است.
یک قدم جلوتر:
Good hair days make you feel confident!
روزهایی که موهایت خوب است اعتماد به نفس میدهد!
---
face 😊
معنی: صورت
مثال ساده:
She has a friendly face.
او صورت خوشبرخوردی دارد.
یک قدم جلوتر:
A smile is the most beautiful thing on a face!
لبخند زیباترین چیز روی صورت است!
---
eye 👁️
معنی: چشم
مثال ساده:
She has beautiful brown eyes.
او چشمهای قهوهای زیبایی دارد.
یک قدم جلوتر:
Eyes are the window to the soul!
چشمها پنجرهای به روح هستند!
---
eyebrow ✍️
معنی: ابرو
مثال ساده:
He raised his eyebrows in surprise.
او از تعجب ابروهایش را بالا انداخت.
یک قدم جلوتر:
Eyebrows frame the face!
ابروها صورت را قاب میگیرند!
---
eyelash 👁️
معنی: مژه
مثال ساده:
She has long eyelashes.
او مژههای بلندی دارد.
یک قدم جلوتر:
Long eyelashes make eyes look beautiful!
مژههای بلند چشمها را زیبا نشان میدهند!
---
nose 👃
معنی: بینی
مثال ساده:
I can smell the flowers with my nose.
میتوانم با بینیام گلها را بو کنم.
یک قدم جلوتر:
Follow your nose!
دماغت را دنبال کن! (به غریزهات اعتماد کن)
---
ear 👂
معنی: گوش
مثال ساده:
I listen to music with my ears.
با گوشهایم به موسیقی گوش میدهم.
یک قدم جلوتر:
Little pitchers have big ears!
بچهها گوشهای تیز دارند! (کوچولوها حرفها را میشنوند)
---
mouth 👄
معنی: دهان
مثال ساده:
Open your mouth wide at the dentist.
دهانت را نزد دندانپزشک باز کن.
یک قدم جلوتر:
Keep your mouth shut and your ears open!
دهانت را ببند و گوشهایت را باز کن!
---
lip 💋
معنی: لب
مثال ساده:
She put lipstick on her lips.
او روی لبهایش رژ زد.
یک قدم جلوتر:
Read my lips!
لبهایم را بخوان! (به حرفهایم خوب گوش کن)
---
tooth / teeth 🦷
معنی: دندان / دندانها
مثال ساده:
Brush your teeth twice a day.
دندانهایت را دو بار در روز مسواک بزن.
یک قدم جلوتر:
A smile is a curve that sets everything straight!
لبخند منحنی است که همه چیز را صاف میکند!
---
tongue 👅
معنی: زبان
مثال ساده:
The doctor asked me to stick out my tongue.
دکتر از من خواست زبانم را بیرون بیاورم.
یک قدم جلوتر:
Watch your tongue!
مراقب حرف زدنت باش!
---
chin 🤔
معنی: چانه
مثال ساده:
He has a strong chin.
او چانه قویای دارد.
یک قدم جلوتر:
Keep your chin up!
چانهات را بالا نگه دار! (ناراحت نباش، قوی باش)
---
cheek 😊
معنی: گونه
مثال ساده:
She kissed him on the cheek.
او را روی گونه بوسید.
یک قدم جلوتر:
Turn the other cheek!
گونه دیگر را برگردان! (گذشت داشته باش)
---
neck 🦒
معنی: گردن
مثال ساده:
I have a pain in my neck.
گردنم درد میکند.
یک قدم جلوتر:
You're a pain in the neck!
تو دردسر درست میکنی! (برای کسی که اعصاب خرد کنه)
---
shoulder 🤝
معنی: شانه
مثال ساده:
She put her bag on her shoulder.
کیفش را روی شانهاش گذاشت.
یک قدم جلوتر:
A shoulder to cry on is what everyone needs!
یک شانه برای گریه کردن چیزی است که همه نیاز دارند!
---
arm 💪
معنی: بازو
مثال ساده:
He broke his arm playing football.
او هنگام فوتبال بازی کردن بازویش را شکست.
یک قدم جلوتر:
Give me a hand! (با بازو)
یک دست به من بده! (کمکم کن)
---
elbow 💪
معنی: آرنج
مثال ساده:
Don't put your elbows on the table.
آرنجهایت را روی میز نگذار.
یک قدم جلوتر:
Elbow grease is the best polish!
روغن آرنج بهترین براقکننده است! (کار سخت بهترین نتیجه را دارد)
---
wrist ⌚
معنی: مچ دست
مثال ساده:
I wear a watch on my wrist.
ساعت به مچ دستم میبندم.
یک قدم جلوتر:
A slap on the wrist!
یک سیلی روی مچ! (تنبیه کوچک)
---
hand ✋
معنی: دست
مثال ساده:
Wash your hands before eating.
دستهایت را قبل از غذا بشور.
یک قدم جلوتر:
Many hands make light work!
دستهای زیاد کار را سبک میکنند!
---
finger ☝️
معنی: انگشت
مثال ساده:
She wears a ring on her finger.
او انگشتر به انگشتش میکند.
یک قدم جلوتر:
Don't point your finger at others!
انگشتت را به سمت دیگران دراز نکن!
---
thumb 👍
معنی: شست
مثال ساده:
He has a cut on his thumb.
انگشت شستش بریده شده است.
یک قدم جلوتر:
All fingers and thumbs!
همه انگشتها شست شده! (دست و پا چلفتی)
---
chest 💪
معنی: سینه
مثال ساده:
He has a broad chest.
او سینه پهنی دارد.
یک قدم جلوتر:
Get it off your chest!
از سینهات بیرونش کن! (حرف دلت را بزن)
---
stomach / belly 🤰
معنی: معده / شکم
مثال ساده:
My stomach hurts after eating too much.
بعد از خوردن زیاد معدهام درد میکند.
یک قدم جلوتر:
Follow your gut!
به دلت گوش کن! (به حس درونت اعتماد کن)
---
back 🔙
معنی: پشت / کمر
مثال ساده:
I have a pain in my lower back.
کمرم درد میکند.
یک قدم جلوتر:
I've got your back!
پشتتم! (حمایتت میکنم)
---
leg 🦵
معنی: پا (از ران تا مچ)
مثال ساده:
She broke her leg skiing.
او هنگام اسکی پایش را شکست.
یک قدم جلوتر:
Break a leg!
پایت را بشکن! (موفق باشی - در تئاتر)
---
knee 🦵
معنی: زانو
مثال ساده:
My knee hurts when I run.
وقتی میدوم زانویم درد میکند.
یک قدم جلوتر:
Bees knees!
چیز عالی و فوقالعاده
---
foot / feet 🦶
معنی: پا / پاها
مثال ساده:
My feet hurt from walking all day.
از بس تمام روز راه رفتم پاهایم درد میکند.
یک قدم جلوتر:
Put your best foot forward!
بهترین پایت را جلو بگذار! (خوب جلوه کن)
---
ankle 🦶
معنی: قوزک پا / مچ پا
مثال ساده:
She twisted her ankle while running.
هنگام دویدن قوزک پایش پیچ خورد.
یک قدم جلوتر:
Ankle biter!
بچه کوچولو (دوستانه)
---
heel 👠
معنی: پاشنه پا
مثال ساده:
These shoes hurt my heels.
این کفشها پاشنههایم را اذیت میکنند.
یک قدم جلوتر:
Achilles heel!
نقطه ضعف (مثل آشیل)
---
toe 🦶
معنی: انگشت پا
مثال ساده:
I stubbed my toe on the door.
انگشت پام به در خورد.
یک قدم جلوتر:
Keep on your toes!
سرپا باش! (هشیار باش)
---
skin 🧴
معنی: پوست
مثال ساده:
Her skin is very soft.
پوستش خیلی نرم است.
یک قدم جلوتر:
Beauty is only skin deep!
زیبایی فقط پوست عمق دارد! (زیبایی ظاهری مهم نیست)
---
bone 🦴
معنی: استخوان
مثال ساده:
Calcium is good for your bones.
کلسیم برای استخوانها مفید است.
یک قدم جلوتر:
I feel it in my bones!
توی استخوانهایم حسش میکنم! (حس درونی قوی)
---
muscle 💪
معنی: عضله
مثال ساده:
Exercise builds muscle.
ورزش عضله میسازد.
یک قدم جلوتر:
Flex your muscles!
عضلاتت را منقبض کن! (قدرتت را نشان بده)
---
heart ❤️
معنی: قلب
مثال ساده:
My heart beats fast when I run.
وقتی میدوم قلبم تند میزند.
یک قدم جلوتر:
Follow your heart!
به قلبت گوش کن!
---
brain 🧠
معنی: مغز
مثال ساده:
The brain controls the body.
مغز بدن را کنترل میکند.
یک قدم جلوتر:
Pick your brain!
از مغزت استفاده کنم! (نظرت را بپرسم)