​Vocabulary Lesson 28: House & Home / خانه و وسایل منزل

---

house 🏠
معنی: خانه
مثال ساده:
We live in a small house.
ما در یک خانه کوچک زندگی می‌کنیم.
یک قدم جلوتر:
Home is where the heart is!
خانه جایی است که قلب آنجاست!

---

home 🏡
معنی: خانه / محل زندگی
مثال ساده:
Make yourself at home.
خودت را در خانه احساس کن.
یک قدم جلوتر:
There's no place like home!
هیچ جایی مثل خانه نیست!

---

apartment / flat 🏢
معنی: آپارتمان
مثال ساده:
They live in an apartment on the third floor.
آن‌ها در یک آپارتمان در طبقه سوم زندگی می‌کنند.
یک قدم جلوتر:
Apartment living is cozy and convenient!
زندگی آپارتمانی راحت و دلنشین است!

---

room 🚪
معنی: اتاق
مثال ساده:
This house has five rooms.
این خانه پنج اتاق دارد.
یک قدم جلوتر:
Make room for happiness!
برای خوشحالی جا باز کن!

---

living room 🛋️
معنی: اتاق نشیمن
مثال ساده:
We watch TV in the living room.
ما در اتاق نشیمن تلویزیون می‌بینیم.
یک قدم جلوتر:
The living room is where family gathers!
اتاق نشیمن جایی است که خانواده جمع می‌شود!

---

kitchen 🍳
معنی: آشپزخانه
مثال ساده:
My mother is cooking in the kitchen.
مادرم در آشپزخانه آشپزی می‌کند.
یک قدم جلوتر:
The kitchen is the heart of the home!
آشپزخانه قلب خانه است!

---

bedroom 🛏️
معنی: اتاق خواب
مثال ساده:
My bedroom is painted blue.
اتاق خواب من آبی رنگ شده است.
یک قدم جلوتر:
A cozy bedroom means sweet dreams!
اتاق خواب راحت یعنی خواب‌های شیرین!

---

bathroom 🛁
معنی: حمام / دستشویی
مثال ساده:
Where is the bathroom?
دستشویی کجاست؟
یک قدم جلوتر:
I need to go to the bathroom!
باید برم دستشویی!

---

dining room 🍽️
معنی: اتاق غذاخوری
مثال ساده:
We eat dinner in the dining room.
ما شام را در اتاق غذاخوری می‌خوریم.
یک قدم جلوتر:
The dining room is for family meals!
اتاق غذاخوری برای وعده‌های غذایی خانوادگی است!

---

hall / hallway 🚶
معنی: راهرو
مثال ساده:
There are photos on the hallway walls.
روی دیوارهای راهرو عکس است.
یک قدم جلوتر:
The hallway leads to every room!
راهرو به هر اتاقی می‌رسد!

---

stairs 🪜
معنی: پله‌ها
مثال ساده:
Be careful on the stairs.
مواظب پله‌ها باش.
یک قدم جلوتر:
Stairs are good exercise!
پله‌ها ورزش خوبی هستند!

---

balcony 🌿
معنی: بالکن
مثال ساده:
We have plants on the balcony.
ما روی بالکن گیاه داریم.
یک قدم جلوتر:
A balcony is your private outdoor space!
بالکن فضای بیرونی شخصی شماست!

---

garden / yard 🌳
معنی: باغچه / حیاط
مثال ساده:
The children play in the garden.
بچه‌ها در حیاط بازی می‌کنند.
یک قدم جلوتر:
A garden is nature in your home!
باغچه طبیعت در خانه شماست!

---

garage 🚗
معنی: گاراژ
مثال ساده:
My father parks the car in the garage.
پدرم ماشین را در گاراژ پارک می‌کند.
یک قدم جلوتر:
The garage is also for storage!
گاراژ برای انبار هم هست!

---

roof 🏠
معنی: پشت بام
مثال ساده:
The cat is sitting on the roof.
گربه روی پشت بام نشسته است.
یک قدم جلوتر:
Shout it from the rooftops!
از پشت بام فریاد بزن! (به همه بگو)

---

floor 🪵
معنی: طبقه / کف
مثال ساده:
They live on the second floor.
آن‌ها در طبقه دوم زندگی می‌کنند.
یک قدم جلوتر:
Take the floor!
کف زمین را بگیر! (شروع به صحبت کن)

---

wall 🧱
معنی: دیوار
مثال ساده:
We hung a picture on the wall.
ما یک عکس به دیوار آویزان کردیم.
یک قدم جلوتر:
Walls have ears!
دیوارها گوش دارند! (مواظب حرف زدنت باش)

---

window 🪟
معنی: پنجره
مثال ساده:
Open the window for fresh air.
پنجره را برای هوای تازه باز کن.
یک قدم جلوتر:
Window of opportunity!
پنجره فرصت!

---

door 🚪
معنی: در
مثال ساده:
Please close the door behind you.
لطفاً در را پشت سرت ببند.
یک قدم جلوتر:
When one door closes, another opens!
وقتی دری بسته می‌شود، دری دیگر باز می‌شود!

---

ceiling ⬆️
معنی: سقف
مثال ساده:
The ceiling is painted white.
سقف سفید رنگ شده است.
یک قدم جلوتر:
Hit the ceiling!
به سقف خوردن! (خیلی عصبانی شدن)

---

furniture 🪑
معنی: مبلمان / وسایل خانه
مثال ساده:
We bought new furniture for the living room.
برای اتاق نشیمن مبلمان جدید خریدیم.
یک قدم جلوتر:
Furniture makes a house a home!
وسایل خانه را تبدیل به خانه می‌کند!

---

table 🪑
معنی: میز
مثال ساده:
Put the books on the table.
کتاب‌ها را روی میز بگذار.
یک قدم جلوتر:
Turn the tables!
میز را برگردان! (موقعیت را عوض کن)

---

chair 🪑
معنی: صندلی
مثال ساده:
Pull up a chair and join us.
یک صندلی بکش و به ما ملحق شو.
یک قدم جلوتر:
Take a chair!
صندلی بگیر! (بشین)

---

sofa / couch 🛋️
معنی: مبل
مثال ساده:
The sofa is very comfortable.
مبل خیلی راحت است.
یک قدم جلوتر:
Couch potato!
سیب‌زمینی مبل! (آدم تنبل که زیاد تلویزیون می‌بیند)

---

bed 🛏️
معنی: تخت
مثال ساده:
I go to bed at 11 p.m.
ساعت ۱۱ شب می‌خوابم.
یک قدم جلوتر:
Make your bed!
تختت را مرتب کن!
You made your bed, now lie in it!
تختت را خودت درست کردی، حالا توش بخواب! (مسئولیت کار خودت را بپذیر)

---

wardrobe / closet 🚪
معنی: کمد لباس
مثال ساده:
My clothes are in the wardrobe.
لباس‌هایم در کمد است.
یک قدم جلوتر:
A tidy wardrobe makes getting dressed easier!
کمد مرتب لباس پوشیدن را راحت‌تر می‌کند!

---

drawer 🗄️
معنی: کشو
مثال ساده:
I keep my socks in this drawer.
جوراب‌هایم را در این کشو نگه می‌دارم.
یک قدم جلوتر:
Bottom drawer!
کشوی پایینی! (جهیزیه)

---

shelf / shelves 📚
معنی: قفسه
مثال ساده:
Books are on the shelf.
کتاب‌ها روی قفسه هستند.
یک قدم جلوتر:
Off the shelf!
آماده و قابل خرید!

---

mirror 🪞
معنی: آینه
مثال ساده:
She looked at herself in the mirror.
او خودش را در آینه نگاه کرد.
یک قدم جلوتر:
Mirror, mirror on the wall!
آینه، آینه روی دیوار! (از سفیدبرفی)

---

lamp 💡
معنی: چراغ / آباژور
مثال ساده:
Turn on the lamp, it's dark.
چراغ را روشن کن، هوا تاریک است.
یک قدم جلوتر:
A lamp brightens the room!
چراغ اتاق را روشن می‌کند!

---

curtains / drapes 🪟
معنی: پرده
مثال ساده:
Close the curtains for privacy.
برای حریم خصوصی پرده‌ها را بکش.
یک قدم جلوتر:
Curtain call!
صدا زدن بازیگران بعد از نمایش!

---

carpet / rug 🧶
معنی: فرش / قالیچه
مثال ساده:
We have a Persian carpet in the living room.
ما در اتاق نشیمن یک فرش ایرانی داریم.
یک قدم جلوتر:
Pull the rug from under someone!
قالیچه را از زیر پای کسی کشیدن! (غافلگیر کردن)

---

pillow 🛏️
معنی: بالش
مثال ساده:
I need a soft pillow for my neck.
برای گردنم یک بالش نرم نیاز دارم.
یک قدم جلوتر:
Pillow talk!
گفتگوهای قبل از خواب!

---

blanket 🧣
معنی: پتو
مثال ساده:
I have a warm blanket on my bed.
روی تختم یک پتوی گرم دارم.
یک قدم جلوتر:
Security blanket!
پتوی امنیت! (چیزی که احساس امنیت می‌دهد)

---

towel 🧻
معنی: حوله
مثال ساده:
Use a clean towel after shower.
بعد از حمام از حوله تمیز استفاده کن.
یک قدم جلوتر:
Throw in the towel!
حوله را پرت کردن! (تسلیم شدن)

---

sink 🚰
معنی: سینک
مثال ساده:
Wash your hands in the sink.
دست‌هایت را در سینک بشور.
یک قدم جلوتر:
Everything but the kitchen sink!
همه چیز غیر از سینک آشپزخانه! (همه چی)

---

refrigerator / fridge 🧊
معنی: یخچال
مثال ساده:
Put the milk in the fridge.
شیر را در یخچال بگذار.
یک قدم جلوتر:
Open the fridge, find happiness!
یخچال را باز کن، خوشبختی را پیدا کن!

---

oven 🍞
معنی: فر
مثال ساده:
She baked a cake in the oven.
او در فر کیک پخت.
یک قدم جلوتر:
Like an oven!
مثل فر گرم بودن!

---

microwave 📡
معنی: مایکروویو
مثال ساده:
Heat the food in the microwave.
غذا را در مایکروویو گرم کن.
یک قدم جلوتر:
Microwave is a time saver!
مایکروویو وقت را نجات می‌دهد!

---

washing machine 🧼
معنی: ماشین لباسشویی
مثال ساده:
Put the dirty clothes in the washing machine.
لباس‌های کثیف را در ماشین لباسشویی بگذار.
یک قدم جلوتر:
Washing machine: the laundry hero!
ماشین لباسشویی: قهرمان لباس‌شویی!

---

television / TV 📺
معنی: تلویزیون
مثال ساده:
We watch TV in the evening.
ما عصرها تلویزیون می‌بینیم.
یک قدم جلوتر:
TV is a window to the world!
تلویزیون پنجره‌ای به جهان است!

سبد خرید