Vocabulary Lesson 22: Shopping & Money / خرید و پول
---
shop / store 🏪
معنی: فروشگاه
مثال ساده:
I went to the shop to buy groceries.
من به فروشگاه رفتم تا مواد غذایی بخرم.
یک قدم جلوتر:
A shop is where wants become needs!
فروشگاه جایی است که خواستهها تبدیل به نیاز میشوند!
---
mall / shopping center 🏢🛍️
معنی: مرکز خرید
مثال ساده:
The mall has many international brands.
مرکز خرید برندهای بینالمللی زیادی دارد.
یک قدم جلوتر:
Shopping mall: paradise on earth!
مرکز خرید: بهشت روی زمین!
---
supermarket 🛒
معنی: سوپرمارکت
مثال ساده:
I buy fruits and vegetables from the supermarket.
من میوه و سبزیجات را از سوپرمارکت میخرم.
یک قدم جلوتر:
Supermarket: one-stop shop for everything!
سوپرمارکت: خرید همه چیز از یک جا!
---
cash / money 💵
معنی: پول نقد
مثال ساده:
Do you prefer to pay with cash or card?
ترجیح میدهید با پول نقد پرداخت کنید یا کارت؟
یک قدم جلوتر:
Cash is king!
پول نقد پادشاه است!
---
credit card / debit card 💳
معنی: کارت اعتباری / کارت بانکی
مثال ساده:
I used my credit card to pay for the clothes.
من با کارت اعتباری لباسها را پرداخت کردم.
یک قدم جلوتر:
Credit card: buy now, pay later!
کارت اعتباری: الان بخر، بعداً پرداخت کن!
---
wallet / purse 👛
معنی: کیف پول
مثال ساده:
I keep my money and cards in my wallet.
پول و کارتهایم را در کیف پولم نگه میدارم.
یک قدم جلوتر:
A wallet holds more than money, it holds dreams!
کیف پول بیشتر از پول را نگه میدارد، رویاها را نگه میدارد!
---
price / cost 🏷️
معنی: قیمت / هزینه
مثال ساده:
The price of this jacket is too high.
قیمت این ژاکت خیلی بالاست.
یک قدم جلوتر:
Good quality comes with a price!
کیفیت خوب قیمت دارد!
---
discount / sale 🔖
معنی: تخفیف / حراج
مثال ساده:
There is a 20% discount on all shoes today.
امروز روی همه کفشها ۲۰٪ تخفیف است.
یک قدم جلوتر:
Discount: the sweetest word after sale!
تخفیف: شیرینترین کلمه بعد از حراج!
---
bargain / deal 🤝
معنی: معامله / چانه زدن
مثال ساده:
I managed to get a good bargain on the sofa.
توانستم برای مبل یک معامله خوب بگیرم.
یک قدم جلوتر:
Bargaining is an art!
چانه زدن یک هنر است!
---
receipt / bill 🧾
معنی: رسید
مثال ساده:
Keep the receipt in case you want to return it.
رسید را نگه دارید اگر خواستید پس بدهید.
یک قدم جلوتر:
No receipt, no return!
بدون رسید، بدون بازگشت!
---
change / coins 🪙
معنی: پول خرد / سکه
مثال ساده:
The cashier gave me the change after payment.
صندوقدار بعد از پرداخت پول خرد داد.
یک قدم جلوتر:
Small change can make a big difference!
پول خرد کوچک میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند!
---
cashier / salesperson 🧑💼
معنی: صندوقدار / فروشنده
مثال ساده:
The cashier scanned all the items.
صندوقدار همه اجناس را اسکن کرد.
یک قدم جلوتر:
A friendly cashier makes shopping better!
یک صندوقدار خوشبرخورد خرید را بهتر میکند!
---
shopping bag / carrier bag 🛍️
معنی: کیسه خرید
مثال ساده:
I forgot to bring a shopping bag.
فراموش کردم کیسه خرید بیاورم.
یک قدم جلوتر:
A shopping bag full of happiness!
یک کیسه خرید پر از خوشحالی!
---
return / exchange 🔄
معنی: بازگرداندن / تعویض
مثال ساده:
You can return the product within 30 days.
میتوانید محصول را ظرف ۳۰ روز پس بدهید.
یک قدم جلوتر:
Exchange: when love at first sight wasn't real!
تعویض: وقتی عشق در نگاه اول واقعی نبود!
---
warranty / guarantee 📄
معنی: گارانتی
مثال ساده:
The phone comes with a one-year warranty.
این گوشی با یک سال گارانتی عرضه میشود.
یک قدم جلوتر:
Warranty: peace of mind for your purchase!
گارانتی: آرامش خیال برای خریدت!
---
brand / label 🏷️
معنی: برند / مارک
مثال ساده:
I prefer clothes from this brand.
من لباسهای این برند را ترجیح میدهم.
یک قدم جلوتر:
A brand is more than a logo!
برند چیزی فراتر از یک آرم است!
---
quality / standard ✨
معنی: کیفیت / استاندارد
مثال ساده:
The quality of these shoes is excellent.
کیفیت این کفشها عالی است.
یک قدم جلوتر:
Quality over quantity always!
کیفیت همیشه بر کمیت ارجحیت دارد!
---
customer / client 👤
معنی: مشتری
مثال ساده:
The store offers discounts to regular customers.
فروشگاه به مشتریان دائمی تخفیف ارائه میدهد.
یک قدم جلوتر:
The customer is always right!
مشتری همیشه حق است!
---
shop assistant / clerk 👩💼
معنی: دستیار فروشگاه / فروشنده
مثال ساده:
The shop assistant helped me find the right size.
دستیار فروشگاه به من کمک کرد اندازه مناسب را پیدا کنم.
یک قدم جلوتر:
A helpful shop assistant is a treasure!
یک فروشنده کمککننده یک گنج است!
---
opening hours / business hours 🕒
معنی: ساعات کاری
مثال ساده:
The store's opening hours are from 9 a.m. to 9 p.m.
ساعات کاری فروشگاه از ۹ صبح تا ۹ شب است.
یک قدم جلوتر:
Know the hours, avoid the closed doors!
ساعات را بدان، از درهای بسته دوری کن!
---
special offer / promotion 🎁
معنی: پیشنهاد ویژه / پروموشن
مثال ساده:
The special offer is valid only this week.
پیشنهاد ویژه فقط این هفته معتبر است.
یک قدم جلوتر:
Special offer: too good to resist!
پیشنهاد ویژه: آنقدر خوب که نمیشود نه گفت!
---
shopping list / grocery list 📝
معنی: لیست خرید
مثال ساده:
I made a shopping list before going to the market.
قبل از رفتن به بازار یک لیست خرید تهیه کردم.
یک قدم جلوتر:
Shopping list: the plan before the adventure!
لیست خرید: برنامه قبل از ماجراجویی!
---
online shopping / e-commerce 📱🛒
معنی: خرید آنلاین
مثال ساده:
Online shopping is convenient for busy people.
خرید آنلاین برای افراد شلوغ راحت است.
یک قدم جلوتر:
Online shopping: shop in your pajamas!
خرید آنلاین: خرید با لباس خواب!
---
delivery / shipment 🚚
معنی: تحویل / ارسال
مثال ساده:
The delivery will arrive tomorrow morning.
تحویل فردا صبح خواهد رسید.
یک قدم جلوتر:
The best sound is the delivery doorbell!
بهترین صدا، زنگ تحویل کالاست!
---
payment method / mode of payment 💳
معنی: روش پرداخت
مثال ساده:
Choose your preferred payment method.
روش پرداخت مورد نظر خود را انتخاب کنید.
یک قدم جلوتر:
So many ways to pay, so many things to buy!
این همه راه برای پرداخت، این همه چیز برای خریدن!
---
sale section / discounted items 🏷️
معنی: بخش تخفیف
مثال ساده:
Check the sale section for cheaper products.
بخش تخفیف را برای محصولات ارزانتر بررسی کنید.
یک قدم جلوتر:
The sale section is like a treasure hunt!
بخش تخفیف مثل گنجیابی است!
---
luxury item / high-end product 💎
معنی: کالای لوکس
مثال ساده:
This handbag is a luxury item.
این کیف دستی یک کالای لوکس است.
یک قدم جلوتر:
Luxury is not just about price, it's about feeling special!
لوکس بودن فقط درباره قیمت نیست، درباره احساس خاص بودن است!
---
shopping experience / customer experience ✨
معنی: تجربه خرید
مثال ساده:
The shopping experience at this mall is excellent.
تجربه خرید در این مرکز خرید عالی است.
یک قدم جلوتر:
A great shopping experience brings you back!
تجربه خرید عالی، تو را برمیگرداند!
---
outlet store / factory shop 🏬
معنی: فروشگاه تخفیفی
مثال ساده:
I bought my shoes at the outlet store.
کفشهایم را در فروشگاه تخفیفی خریدم.
یک قدم جلوتر:
Outlet store: brand names at bargain prices!
فروشگاه تخفیفی: برندهای معروف با قیمتهای استثنایی!
---
installment plan / payment plan 📅
معنی: اقساط / برنامه پرداخت
مثال ساده:
You can pay for the laptop in installments.
میتوانید لپتاپ را به صورت اقساطی پرداخت کنید.
یک قدم جلوتر:
Pay a little now, enjoy a lot now!
الان کم پرداخت کن، الان کلی لذت ببر!
---
special deal / exclusive offer 🎁
معنی: معامله ویژه
مثال ساده:
They offered a special deal for new customers.
آنها یک معامله ویژه برای مشتریان جدید ارائه دادند.
یک قدم جلوتر:
An offer you can't refuse!
پیشنهادی که نمیشود رد کرد!
---
shopping cart / trolley 🛒
معنی: سبد خرید
مثال ساده:
I put all my items in the shopping cart.
همه اجناسم را در سبد خرید گذاشتم.
یک قدم جلوتر:
A full cart, a happy heart!
سبد پر، دل شاد!
---
bulk purchase / wholesale 📦
معنی: خرید عمده
مثال ساده:
Bulk purchase saves money.
خرید عمده پول را ذخیره میکند.
یک قدم جلوتر:
Buy more, save more!
بیشتر بخر، بیشتر پسانداز کن!